تبليغاتX
اعترافات یک ذهن پاک

 


 

 






  زندانی

توی کافی شاپ نشسته بودم که یه پسر به همراه دوتا دختر جوون اومدن و سر میز کناری نشستن . با شنیدن جملاتی از قبیل ( ژن شاعری توی خونته و خیلی این کاره ای و شعرات مال خودت هستن ، از همون اول معلوم بود که شاعری و ... ) که با صدای بلند صحبت می کردن توجهم به اون ها جلب شد . پسرِ خیلی شاعر ! از مجموعه شعری حرف می زد که گویا خودش سروده بود و یکی از اشعارش در مورد مردی بود 27 سال زندانی سیاسی بوده . پسرک با هیجان خاصی از هزار توهای پیچیده ای  حرف می زد که زندانی شعرش از میان اون ها گذشته بود . مشکلات روحی و روانی که همواره در زندگی گریبانش رو گرفته بوده و ثابت قدمیش در هدفی که داشته ...

با خودم فکر کردم این پسر که بیشتر از بیست و یکی دو سال نداره چطور ممکنه از این همه خبر داشته باشه ؟ شاید پدرش زندانی بوده یا یکی از نزدیکانش . تو این فکر بودم که یکی از دخترا پرسید تو خودت زندانی بودی ؟ و اون در جواب گفت : آره یه شب تو اداره پلیس بودم !!! اشتباه شده بود ولی منو نگه داشتن تا ثابت بشه . تو اون یه شب اودیسه ای درونی به طول 27 سال رو گذروندم . به اصرار یکی از دخترا پسرک قبول کرد که شعرش رو بخونه . قبل از خوندن شعرش گفت : این یه شعر ساده نیست ، یه مرثیه بلند که با درد سرودم . بعد با صدای تغییر کرده شروع کرد به خوندن :

من تو قوطی ام / قوطی درش بسته س / قوطی دلش سرده / قوطی را بشکن / منو رها کن / فشارو کم کن / ما آدمیم / قوطی های نازنین اینقدر فشار ندین !!! ...

و خزعبلات این جناب شاعر چند دقیقه ای ادامه داشت و در پایان سکوتی سنگین بر میز اونا حکمفرما شد . یکی از دخترا بعد از رهایی از احساسات سر ریز شده اش با صدای لرزان گفت : بعد از پریای شاملو بهترین شعریه که شنیدم ، با همون حس و حال ولی مضمونی امروزی تر و واقعی تر ...

من به جای شاملو استخون هام بیرون قبر لرزید و با خودم فکر کردم به زودی این جملات بی سر و ته را از دهان خوانندگان نو شکفته ی وطنی گوش می کنیم . بساطم رو جمع کردم و از کافی شاپ خارج شدم . نمی دونم شما هم به پست شعرایی از این دست خوردید یا نه ؟ کسانی که شاعری تو خونشونه و به جای کلمه دُر و گوهر از دهانشون بیرون می ریزه . البته بد بختانه یا خوشبختانه عرصه این گونه دُر فشانی ها از شب شعرها و مجالس شمع و شاعری به کافی شاپ هم کشیده شده و تو هر کافی شاپی و سر هر میزی می شه شاعرایی بهتر از شاملو و شهیار قنبری و ... پیدا کرد !!!

 

 



|+| نوشته شده توسط مسعود در چهارشنبه ششم شهریور 1387  |

 

بالا بالای صفحه