برف ها آب شدند و زندگی از خواب بیدار شد و به سوی دره ها و تپه ها رفت . با من بیا تا در کشتزارهای دور دست دنبال جای پای بهار برویم و از تپه ها صعود کنیم و وزش باد در میان سبزه زارها را بنگریم . جویبارها به راه افتادند و در میان صخره ها به رقص در آمدند و سرود شادی خواندند . گل ها از دل طبیعت بیرون آمدند . به راستی که زندگی گل ها عبارت از شوق و وصال است . بیا تا بقایای اشک های باران را از جام های نرگس بنوشیم و جانمان را با آواز گنجشکان شاد پر سازیم و بوی خوش باد صبا را استنشاق کنیم . کنار آن صخره بنشینیم . آنجا که بنفشه ها پنهان می شوند و خود را با بوسه های محبت آمیز غرق کنیم . در گذرگاه زندگی روزهایی بوجود می آید که تا آخرین لحظه ها یاد و خاطره اش همراه همیشگی ما میشود وهیچگاه به حیطه ی فراموشی سپرده نمیشود .یکی از آن روزها که در تاریخ و تقویم به ثبت رسیده 27 بهمن سالروز ازدواج فرخنده و پر یمن دوستان عزیزی است که نه تنها در دوستی بلکه در تمامی مراحل همانند خواهر وبرادری مهربان برای ما و زن و شوهری نمونه در چارچوب زندگیشان هستند ما این روز بزرگ و به یاد ماندنی را به سعید عزیز و فریبای مهربان تبریک گفته وبه پاسداشت این روز فرشی از تمامی گل های سرخ دنیا را برای شما پهن میکنیم و برای ثمره ی این پیوند آیسا و سبای عزیز آرزوی موفقیت روز افزون داریم. سالروز پیوند تان مبارک.