شاید رسیدن نوروز قبل از اینکه شادی و طراوت را به یادمون بندازه ، یاد آور یه چیزای دیگه باشه . چیزی که یه سنت بزرگ قدیمی ایرانیه . یه چیزی که خیلی از ما برای رسیدن هر چه زودتر اون روز شماری میکنیم . اگه تو هم مثل من و امثال من فکر می کنی ، رسیدن عید قبل از خودش باید تو رو به یاد چهارشنبه سوری بندازه . یه مراسم کاملا ایرانی که در ضمن اصیل بودنش خیلی هم امروزیه، "آتیش بازی" ! همه ش یه شب وقت داریم تا هر چی دلمون می خواد جیغ بزنیم ، سر و صدا کنیم و آتیش بسوزونیم . از یه ماه پیش ، هر جا یه تیکه چوب یا الوار دیدیم اونو برداشتیم و انبار کردیم واسه چهارشنبه سوری ، وای که چه کیفی داره آتیش روشن کردن و آتیش بازی . خودت حتما تا حالا بارها و بارها امتحان کردی . پریدن از روی آتیش و زردی من از تو و سرخی تو از من گفتن ، هر چند سال که داشته باشی و سنت هر چقدر که باشه . اصلا چهارشنبه سوری شب جوون شدنه . شبی که می تونی جوونی کنی و فریاد بزنی و از ته دل شاد باشی . خیلی از بزرگترا که تو این شب جوونی می کنن ، تعریف می کنن که شب های چهارشنبه سوری اونا یه چیزایی بیشتر از چهارشنبه سوری من و تو داشته . چیزهایی که خاطره ی اون پر رنگ تر از خاطرات من و تو از این مراسمه ، سیاه و سیاه بازی ، قاشق زنی و ... چه جوونایی که تو شب چهارشنبه سوری به مراد دلشون رسیدن و هنوز که هنوزه از نتیجه ی کارشون راضی هستن و لذت می برن ..... امسال هم آتیش روشن می کنیم و از روی اون می پریم ، سر و صدا ، شادی و جوونی می کنیم ، می خوایم این یه شب رو حداقل جوونی کنیم تا چهارشنبه سوری امسال ما هم جزو خاطرات خوب من و تو بشه . پس یادت نره که تو هم از روی آتیش بپری و از ته دل بگی : زردی من از تو سرخی تو از من ، اما خواهش می کنم فقط از روی آتیش بپر ، یادت باشه همون طور که حق شاد بودن رو برای خودمون قائلیم و دوست داریم که جوونی کنیم نباید دیگرون رو هم فراموش کنیم . نباید با کارهای عجیب و شوخی های خطرناک ( ترقه زدن و نارنجک دستی و ... ) و بچه بازی ، شادی و آرامش رو از دیگرون بگیریم . پس بازم میگم و خواهش می کنم که فقط از روی آتیش بپر و با صدای بلند بگو : زردی من از تو سرخی تو از من .
۲ .
بوی عیدی بوی توپ بوی کاغذ رنگی
بوی تند ماهی دودی وسط سفره نو
بوی یاس جا نماز ترمه مادر بزرگ
با اینا زمستونو سر می کنم با اینا خستگیمو در می کنم
شادی شکستن قلک پول
وحشت کم شدن سکه عیدی از شمردن زیاد
بوی اسکناس تا نخورده لای کتاب
با اینا زمستونو سر می کنم با اینا خستگیمو در می کنم
فکر قاشق زدن دختر ناز چشم سیاه
شوق یک خیز بلند از روی بوته های نور
برق کفش جفت شده تو گنجه ها
با اینا زمستونو سر می کنم با اینا خستگیمو در می کنم
عشق یک ستاره ساختن با دولک
ترس نا تموم گذاشتن جریمه های عید مدرسه
بوی گل محمدی که خشک شده لای کتاب
با اینا زمستونو سر می کنم با اینا خستگیمو در می کنم
بوی باغچه بوی حوض عطر خوب نذری
شب جمعه پی فانوس توی کوچه گم شدن
توی جوی لاجوردی هوس یه آب تنی
با اینا زمستونو سر می کنم با اینا خستگیمو در می کنم با اینا بهار رو باور می کنم
پی نوشت : پیشاپیش نوروز ۸۸ را تبریک عرض میکنم و امیدوارم سال جدید سالی سرشار از شادکامی ، پیروزی و تندرستی برای شما دوستان عزیزم و خانواده های محترمتون باشه .